دیکشنری فارسی

gusset

UKgʌsit

معنی فارسی

مرغک خشتک بغل دم پشت بند پست پشت بندگوشه اهن زاويه

معنی کامل و مثال‌ها

/gus´it/n., vt.

(خیاطی) مغزی، خشتک، پشت بند، مرغک

(مکانیک) نبشی، مفصل، میل بست، لچکی، صفحه‌ی فولادی اتصال، ورقه‌ی گونیایی

مغزی دار کردن، نبشی زدن به، پشت‌بند زدن به

تعریف انگلیسی

noun
  1. a piece of chain mail covering a place unprotected by armor plate
  2. a metal plate used to strengthen a joist
  3. a piece of material used to strengthen or enlarge a garment

مترادف‌ها

noun
Gore.

واژه‌های دیگر با معنی «مرغک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن