gusset
UKgʌsit
معنی فارسی
مرغک خشتک بغل دم پشت بند پست پشت بندگوشه اهن زاويه
معنی کامل و مثالها
/gus´it/n., vt.
● (خیاطی) مغزی، خشتک، پشت بند، مرغک
● (مکانیک) نبشی، مفصل، میل بست، لچکی، صفحهی فولادی اتصال، ورقهی گونیایی
● مغزی دار کردن، نبشی زدن به، پشتبند زدن به
تعریف انگلیسی
noun
- a piece of chain mail covering a place unprotected by armor plate
- a metal plate used to strengthen a joist
- a piece of material used to strengthen or enlarge a garment
مترادفها
noun
Gore.