دیکشنری فارسی

guy (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/gī/n., vt.

● طناب نگه‌دارنده (مثل طنابهای خیمه)، با طناب (یا زنجیره و غیره) نگه‌داشتن، مهار، مهاربست، سیم نگه‌دارنده (guy rope می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن