guy (2)
معنی کامل و مثالها
/gī/n., vt.
● (خودمانی) مرد، پسر
John is a nice guy
جان مرد خوبی است.
● (آمریکا - خودمانی) شخص، فرد
do you see those guys?
آیا آنها را می بینی؟
● (عامیانه) مسخره کردن، دست انداختن
● (انگلیس) آدمی که دارای ظاهری عجیب و غریب است، بدتیپ
● (انگلیس) پیکرهی پارچهای یاتندیس گایفاکس (کسیکه بر علیه شاه و پارلمان انگلیس توطئه کرده بود) که هر ساله در روز گایفاکس میسوزاندند