دیکشنری فارسی

guy (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/gī/n., vt.

● (خودمانی) مرد، پسر

John is a nice guy

جان مرد خوبی است.

● (آمریکا - خودمانی) شخص، فرد

do you see those guys?

آیا آنها را می بینی‌؟

● (عامیانه) مسخره کردن، دست انداختن

● (انگلیس) آدمی که دارای ظاهری عجیب و غریب است، بدتیپ

● (انگلیس) پیکره‌ی پارچه‌ای یاتندیس گای‌فاکس (کسی‌که بر علیه شاه و پارلمان انگلیس توطئه کرده بود) که هر ساله در روز گای‌فاکس می‌سوزاندند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن