gymnasia USdʒım'neızıə معنی فارسی ورزشگاه زورخانه واژههای دیگر با معنی «ورزشگاه» palaestra ورزشگاه، جاي کشتي گيري، زورخانه palestra ورزشگاه، جاي کشتي گيري، زورخانه ballpark ورزشگاه، استاديوم، تخميني gym ورزشگاه، زورخانه gymnasium ورزشگاه، زورخانه game clock ساعت ورزشگاه bleachers قسمت بدون سقف ورزشگاه showplace نمايشگاه، ورزشگاه . xystus (در قديم) ايوان سرپوشيده براي ورزش، ورزشگاه سر پوشيده