دیکشنری فارسی

gynophore

معنی فارسی

ساقه تخمدان

معنی کامل و مثال‌ها

/jin´ǝ fôr´, jī´nǝ-/n.

● (گیاه شناسی) ساقه‌ای که گرزن (ها) و برچه(ها)ی آن در بالای گل‌برگ‌ها و پرچم باشد، ساقه‌ی تخمدان، مادگی‌بر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the stalk of a pistil that raises it above the receptacle

واژه‌های دیگر با معنی «ساقه تخمدان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن