دیکشنری فارسی

gyp (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/jip/n., vi., vt.

● (آمریکا)

● گول زنی، کلاه‌برداری، گوش بری، بامبول

● گوش‌بر، شیاد (gypster هم می‌گویند)

● گول زدن، بامبول درآوردن، گوشبری کردن

I was gypped

کلاه، سرم رفت.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن