gyp (1)
معنی کامل و مثالها
/jip/n., vi., vt.
● (آمریکا)
● گول زنی، کلاهبرداری، گوش بری، بامبول
● گوشبر، شیاد (gypster هم میگویند)
● گول زدن، بامبول درآوردن، گوشبری کردن
I was gypped
کلاه، سرم رفت.
/jip/n., vi., vt.
● (آمریکا)
● گول زنی، کلاهبرداری، گوش بری، بامبول
● گوشبر، شیاد (gypster هم میگویند)
● گول زدن، بامبول درآوردن، گوشبری کردن
I was gypped
کلاه، سرم رفت.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن