دیکشنری فارسی

gyro

US'dʒaıə'rəu

معنی فارسی

ژايرو ، ژيروسکوپ ، وسيله اي که از اندازه

حرکت زاويه اي يک جرم دوار (رتور) براي

نشان دادن يا اندازه گيري حرکت زاويه اي

پايه خود حول يک يا دو محور عمود بر محور

دوران بهره ميگيرد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a Greek sandwich: sliced roast lamb with onion and tomato stuffed into pita bread
  2. rotating mechanism in the form of a universally mounted spinning wheel that offers resistance to turns in any direction

واژه‌های دیگر با معنی «ژايرو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن