دیکشنری فارسی

gyro (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/yir´ō, hyir´ō, jir´ō, zhir´ō,jī´rō´/n., pl.

● جیرو، کباب اسلامبولی (قطعه‌ی سیلندری شکلی از گوشت گوسفند یا گاو که وسط آن سیخ عمودی قرار داردو نزدیک شعله‌ی گاز دور می‌گردد و قطعات نازک گوشت کباب شده را از آن می‌برند)

● ساندویچ کباب اسلامبولی (gyros هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن