دیکشنری فارسی

gyro-

معنی کامل و مثال‌ها

/jī´rō, -rǝ/

● پیشوند:

● چرخنده، چرخشی [gyroscope]

● چرخش سنج، ژیروسکپ (قبل از حرف صدادار: gyr-)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن