gyrodyne
معنی فارسی
رتورکرافتي که رتورهاي آن هنگام برخاستن
شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها در دامنه
معيني از سرعت توسط موتور کار ميکند
رتورکرافتي که رتورهاي آن هنگام برخاستن
شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها در دامنه
معيني از سرعت توسط موتور کار ميکند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن