دیکشنری فارسی

gyromagnetic

معنی فارسی

ژيرومغناطيسي

معنی کامل و مثال‌ها

/jī´rō mag net´ik/adj.

● (فیزیک - وابسته به ویژگی‌های مغناطیسی ذرات درون اتم که در حال چرخش هستند) ژیروماگنتیک، هم‌کشش چرخشی

واژه‌های دیگر با معنی «ژيرومغناطيسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن