دیکشنری فارسی

gyrus

معنی فارسی

شکنج

معنی کامل و مثال‌ها

/jī´rǝs/n., pl.

● (کالبد شناسی - قشرمخ) چین، شکنج مغز (که بین شیارهای سطح مغز قرار دارد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a convex fold or elevation in the surface of the brain

واژه‌های دیگر با معنی «شکنج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن