دیکشنری فارسی

habitable

UKhæbitəbl US'hæbətəbəl

معنی فارسی

قابل سکونت قابل زندگي سکني کردني

معنی کامل و مثال‌ها

/hab´it ǝ bǝl/adj.

● قابل سکنی، قابل سکونت، مانستنی، باشندپذیر، زیست‌پذیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. fit for habitation “the habitable world”

مترادف‌ها

adjective
Inhabitable.

واژه‌های دیگر با معنی «قابل سکونت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن