دیکشنری فارسی

habitué

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝ bich´ōō ā´/n.

● مشتری همیشگی، (کسی که زیاد به جایی می‌رود) همیشه باش، پای ثابت

a habitué of taverns

مشتری دائم میخانه‌ها

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن