دیکشنری فارسی

habitus

معنی فارسی

ريخت (در مورد شکل بدن)

معنی کامل و مثال‌ها

/hab´i tǝs/n., pl.

● اعتیاد، خوگیری، عادت

● (زیست‌شناسی) رشد، گرایش

● سرو وضع، هیکل، ساختمان بدنی و ظاهر (شخص)، نما

تعریف انگلیسی

noun
  1. person's predisposition to be affected by something (as a disease) “the consumptive habitus”
  2. constitution of the human body

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن