دیکشنری فارسی

hack (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/hak/vt., vi., n.

● (با ساطور یا کارد و غیره و با زدن ضربه) بریدن، ساطور زدن، کاردی کردن، (با تیشه و غیره به طور ناصاف) قطع کردن، ساطورکوب کردن

the branch had been hacked off with a hatchet

شاخه را (به طور ناصاف) با تبر قطع کرده بودند.

the head of the deceased had been hacked

سرمقتول قطع شده بود.

● (با ضربه‌ی تیشه و غیره) شکل دادن به، کوتاه کردن (شاخ و برگ و غیره)، آسیب مند کردن

statues hacked out of wood

مجسمه‌هایی که از چوب کنده کاری شده بودند

● (مثلا با بیل یا کج بیل یا کلنگ) زمین را کندن یا شخم کردن

● (امریکا - خودمانی) انجام دادن (با موفقیت)، (باکامیابی) پرداختن (به کاری)

● (بسکتبال) با دست یا آرنج به دست حریف حامل توپ زدن (که خطا است)

● (راگبی و فوتبال) لگد زدن (که خطا است)

● (با زدن ضربه‌های پیاپی با کارد یا ساطور یا تیشه و غیره) ناصاف بریدن یا بریده شدن، قطع شدن

the butcher hacked the carcass in two

قصاب لاشه را دو شقه کرد.

● سرفه‌ی خشک و نخراشیده کردن، تک سرفه زدن، تک سرفه

his hacking cough woke me up

تک سرفه‌های او مرا بیدار کرد.

● (اسباب بریدن یا قطع کردن با ضربه) تیشه، تبر، تبرچه، کارد، ساطور (و غیره)

● (برش ناصاف یا برجستگی که در اثر ضربه زدن با کارد و غیره ایجاد شده) بریدگی (ناصاف)، شکاف، قلمبگی، پستی و بلندی و زبری، شقه

● (با ساطور یا تیشه و غیره) ضربه، ضربت

he cut the branch with a single hack

با یک ضربه شاخه را زد.

* hack around

(عامیانه) بی‌هدف کارکردن، اتلاف وقت کردن

* hack it

(خودمانی) کاری را با موفقیت انجام دادن

* hack one's way through (something)

(با بریدن شاخ و برگ یا کندن معبر و غیره) راه خود را باز کردن

the fugitives hacked their way through the dense forest

فراریان راه خود را از میان جنگل انبوه باز کردند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن