دیکشنری فارسی

hackle

معنی فارسی

شانه (براي شانه کردن ليف هاي کتان وابريشم) ،

شانه فولادي

مترادف‌ها

verb active
1. Cut (clumsily), hew, chop, hack, haggle, mangle.
2. Hatchel, dress (flex).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن