hackle (1)
معنی کامل و مثالها
/hak´ǝl/n., vt.
● (ابزار شانه مانندی برای حلاجی کنف و کتان و غیره) شانهی پولادی، فرخمشگر
● (کنف و غیره) حلاجی کردن، فرخمیدن
● (پرهای دراز گردن خروس و طاووس و غیره) پرگردن، یال پر، گرم پر
● (ماهیگیری با قلاب) یک دسته یال پر (یا پر گردن پرنده) که به قلاب متصل میکنند
● (نادر) یالپر چسباندن به قلاب
● (موهای زبر گردن و پشت سگ که هنگام خطر یا دعوا سیخ میشوند) سیخموی، شق موی
* get one's hackles
خشمگین و آمادهی نزاع شدن، باد به غبغب انداختن