دیکشنری فارسی

hackney

UKhæknid US'hæknı

معنی فارسی

مال سواري اسب سواري فرسوده کرايه اي کردن مبتذل کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hak´nē/n., pl.

● اسب کالسکه و سواری (ولی نه اسب مسابقه یا تندرو)

● کالسکه‌ی کرایه‌ای

● (مهجور) آدم خرکار، خرحمال

● (مهجور) اجیر، کرایه‌ای، مزدور

● پیش پا افتاده، عادی

● (نادر) کرایه دادن یا کردن

● (نادر) عادی کردن یا شدن، پیش پا افتاده شدن یا کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a carriage for hire
  2. a compact breed of harness horse

مترادف‌ها

adjective
Common, hired, hack.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن