hackney
UKhæknid
US'hæknı
معنی فارسی
مال سواري اسب سواري فرسوده کرايه اي کردن مبتذل کردن
معنی کامل و مثالها
/hak´nē/n., pl.
● اسب کالسکه و سواری (ولی نه اسب مسابقه یا تندرو)
● کالسکهی کرایهای
● (مهجور) آدم خرکار، خرحمال
● (مهجور) اجیر، کرایهای، مزدور
● پیش پا افتاده، عادی
● (نادر) کرایه دادن یا کردن
● (نادر) عادی کردن یا شدن، پیش پا افتاده شدن یا کردن
تعریف انگلیسی
noun
- a carriage for hire
- a compact breed of harness horse
مترادفها
adjective
Common, hired, hack.