دیکشنری فارسی

hag (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hag, häg/vt., n.

● (اسکاتلند و شمال انگلیس)

● رجوع شود به: hack و cut

● هیزم بریده، هیزم خرد کرده

● درخت بریده، درخت انداخته

● باتلاق، مرداب

● محل باتلاقی

● زمین سخت در جای باتلاقی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن