hagiographic
معنی فارسی
تاريخ مقدس نوشتن سرگذشت اوليا تاريخ مقدمه نويسي
معنی کامل و مثالها
/hag´ē ǝ graf´ik,hā´jē-/adj.
● وابسته به سپنتانویسی
● (مجازی) تملقآمیز، پر مداهنه (hagiographical هم میگویند)
تاريخ مقدس نوشتن سرگذشت اوليا تاريخ مقدمه نويسي
/hag´ē ǝ graf´ik,hā´jē-/adj.
● وابسته به سپنتانویسی
● (مجازی) تملقآمیز، پر مداهنه (hagiographical هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن