hail (2)
معنی کامل و مثالها
/hāl/n., vi., vt.
● تگرگ، شهنگانه، شخکاسه
the hail damaged the blossoms
تگرگ به شکوفهها صدمه زد.
● (مجازی) هر چیز تگرگ مانند
a hail of bullets
رگباری از گلوله
● تگرگ باریدن
for a while it hailed, then it turned into rain
تامدتی تگرگ آمد و سپس تبدیل به باران شد.
● (با: on یا upon) باریدن (بر سر کسی)
to hail curses on someone
کسی را به باد فحش گرفتن