دیکشنری فارسی

hail (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hāl/n., vi., vt.

● تگرگ، شهنگانه، شخکاسه

the hail damaged the blossoms

تگرگ به شکوفه‌ها صدمه زد.

● (مجازی) هر چیز تگرگ مانند

a hail of bullets

رگباری از گلوله

● تگرگ باریدن

for a while it hailed, then it turned into rain

تامدتی تگرگ آمد و سپس تبدیل به باران شد.

● (با: on یا upon) باریدن (بر سر کسی)

to hail curses on someone

کسی را به باد فحش گرفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن