دیکشنری فارسی

hairline

UKhɛəlain US'hɛə'laın

معنی فارسی

سرحد موي سر وپيشاني.

خط بسيار نازک، مرز باريک

باريکه ، تسمه باريک،نواره ، راه راه

معنی کامل و مثال‌ها

/her´līn´/n., adj.

(در اصل) طناب یا ریسمان ساخته شده از مو، ریسمان مویین

خط بسیار نازک، مرز باریک

باریکه، تسمه (و غیره‌ی) باریک، نواره، راه‌راه

پارچه‌ی دارای راه‌راه‌های باریک

فرق بسیار کم، تفاوت بسیار ناچیز، حاشیه‌ی باریک

خط پیشانی، مرز مو، موی بالای پیشانی

his hairline is receding

پیشانی او بلندشده است (موی پیشانی او در حال عقب نشینی است).

بسیار باریک، مویین، موی مانند

a hairline crack of the bone

ترک موی مانند (بسیار باریک) استخوان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a very thin line
  2. the natural margin formed by hair on the head

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن