hairline
UKhɛəlain
US'hɛə'laın
معنی فارسی
سرحد موي سر وپيشاني.
خط بسيار نازک، مرز باريک
باريکه ، تسمه باريک،نواره ، راه راه
معنی کامل و مثالها
/her´līn´/n., adj.
● (در اصل) طناب یا ریسمان ساخته شده از مو، ریسمان مویین
● خط بسیار نازک، مرز باریک
● باریکه، تسمه (و غیرهی) باریک، نواره، راهراه
● پارچهی دارای راهراههای باریک
● فرق بسیار کم، تفاوت بسیار ناچیز، حاشیهی باریک
● خط پیشانی، مرز مو، موی بالای پیشانی
his hairline is receding
پیشانی او بلندشده است (موی پیشانی او در حال عقب نشینی است).
● بسیار باریک، مویین، موی مانند
a hairline crack of the bone
ترک موی مانند (بسیار باریک) استخوان
تعریف انگلیسی
noun
- a very thin line
- the natural margin formed by hair on the head