دیکشنری فارسی

hairsplitting

UKhɛəsplitiŋ

معنی فارسی

مته به خشخاش گذاري، موشکافي زياده از حد،

بياهميت، ناچيز

معنی کامل و مثال‌ها

/her´split´iŋ/adj., n.

مته به خشخاش گذاری، موشکافی زیاد از حد، بی‌اهمیت، ناچیز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن