hairsplitting
UKhɛəsplitiŋ
معنی فارسی
مته به خشخاش گذاري، موشکافي زياده از حد،
بياهميت، ناچيز
معنی کامل و مثالها
/her´split´iŋ/adj., n.
● مته به خشخاش گذاری، موشکافی زیاد از حد، بیاهمیت، ناچیز