پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
hakim (1)
معنی کامل و مثالها
/hä kēm´/n.
●
(عربی) حکیم، حکیمباشی (پزشک محلی)
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن