دیکشنری فارسی

half-

معنی کامل و مثال‌ها

/haf/

● پیشوند:

● نیم، نیمه، نصف [half-life]

● ناتمام [half-finished و half-baked]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن