دیکشنری فارسی

half-and-half

معنی فارسی

ابجوانگليسي که با)ابجوتلخ تيره رنگ نيم ونيم

اميخته باشند

معنی کامل و مثال‌ها

/haf´ǝn haf´/n., adj.,adv.

نصفانصف، نیمگان، نصف نصف، پنجاه پنجاه

you and I will pay the costs half and half

من و تو هزینه را به طور مساوی پرداخت خواهیم کرد.

مخلوط نصف شیر و نصف خامه

در دو بخش برابر، متساویا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن