half-blood
معنی فارسی
نسبت نابرادري ياناخواهري نسبت صلبي ادم دوتخمه
معنی کامل و مثالها
/-blud´/n., adj.
● نابرادری، ناخواهری، دارای یک پدر یا مادر مشترک، ناتنی
he is my half-blood brother
او نابرادری من است.
● رجوع شود به: half-breed
● (دامداری - حیوانی که یکی از والدینش از نژاد پستتری باشد) دورگه
● وابسته به دو رگهها (half-blooded هم میگویند)