دیکشنری فارسی

half-blood

معنی فارسی

نسبت نابرادري ياناخواهري نسبت صلبي ادم دوتخمه

معنی کامل و مثال‌ها

/-blud´/n., adj.

● نابرادری، ناخواهری، دارای یک پدر یا مادر مشترک، ناتنی

he is my half-blood brother

او نابرادری من است.

● رجوع شود به: half-breed

● (دامداری - حیوانی که یکی از والدینش از نژاد پست‌تری باشد) دورگه

● وابسته به دو رگه‌ها (half-blooded هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن