دیکشنری فارسی

half-life

معنی فارسی

نيمه عمر در هسته شناسي

معنی کامل و مثال‌ها

/-līf´/n.

● (مواد رادیواکتیو یا تابشگر) نیمه عمر، نیم زیست، نیم‌عمر (half life هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the time required for something to fall to half its initial value (in particular, the time for half the atoms in a radioactive substance to disintegrate)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن