دیکشنری فارسی

half-moon

معنی فارسی

ماه يک هفته چيزهلالي نصفه ماه هلال

معنی کامل و مثال‌ها

/-mōōn´/n.

● (ماه) تربیع اول و ثانی، ماه هفته‌ی اول و آخر هر ماه قمری

● هر چیز به شکل هلال

تعریف انگلیسی

noun
  1. the crescent-shaped area at the base of the human fingernail
  2. the time at which the Moon is at first or last quarter when half its face is illuminated

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن