half-witted معنی فارسی خل کم خرد مخبط واژههای دیگر با معنی «خل» bananas خل، غيرعادي، هيجان زده و دستپاچه kook خل، غيرعادي، کسي که يک تخته اش کم است screwy خل، عجيب وغريب، گمراه کننده . bonkers خل، ديوانه، سبک مغز ditsy خل، احمق، غيرعادي meshuga خل، ديوانه scatty خل، ابله loopy خل وضع، بهت زده، سر درگم wacko آدم خل وضع، آدم غير عادي، رجوع شود به wacky mooncalf خل مادرزاد، احمق، ناقص الخلقه .