halibuts معنی فارسی يکجورماهي پهن بزرگ که گوشتش براي خوراک بسيارخوب است واژههای دیگر با معنی «يکجورماهي پهن بزرگ که گوشتش براي خوراک» halibut يکجورماهي پهن بزرگ که گوشتش براي خوراک، بسيارخوب است