دیکشنری فارسی

halo

UKheilou US'heıləu

معنی فارسی

هاله خرمن خرمن ماه حلقه روشنايي حلقه نور

معنی کامل و مثال‌ها

/hā´lō/n., pl.

(نجوم - حلقه‌ی نوری که دور خورشید و ماه و دیگر اجسام درخشان به چشم می‌خورد) تاج خورشید، خرمن ماه، شاهورد، اکلیل (corona هم می‌گویند)

(نجوم - در برخی کهکشان‌ها) تجمع کروی ستارگان

(دور سر مقدسان) هاله، شادورد، سابود

usually a halo is painted around the heads of saints

معمولا دور سر مقدسان هاله‌ای نقاشی می‌کنند.

جلال و جبروت، سرفرازی، افتخار و سربلندی، والایش، دیهیم

هاله‌دار کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. an indication of radiant light drawn around the head of a saint
  2. a toroidal shape “a ring of ships in the harbor” “a halo of smoke”
  3. a circle of light around the sun or moon

مترادف‌ها

noun
1. Ring (of light).
2. (Painting.) Glory, aureole.

واژه‌های دیگر با معنی «هاله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن