halo
UKheilou
US'heıləu
معنی فارسی
هاله خرمن خرمن ماه حلقه روشنايي حلقه نور
معنی کامل و مثالها
/hā´lō/n., pl.
● (نجوم - حلقهی نوری که دور خورشید و ماه و دیگر اجسام درخشان به چشم میخورد) تاج خورشید، خرمن ماه، شاهورد، اکلیل (corona هم میگویند)
● (نجوم - در برخی کهکشانها) تجمع کروی ستارگان
● (دور سر مقدسان) هاله، شادورد، سابود
usually a halo is painted around the heads of saints
معمولا دور سر مقدسان هالهای نقاشی میکنند.
● جلال و جبروت، سرفرازی، افتخار و سربلندی، والایش، دیهیم
● هالهدار کردن
تعریف انگلیسی
noun
- an indication of radiant light drawn around the head of a saint
- a toroidal shape “a ring of ships in the harbor” “a halo of smoke”
- a circle of light around the sun or moon
مترادفها
noun
1. Ring (of light).
2. (Painting.) Glory, aureole.