halo-
معنی کامل و مثالها
/hal´ō, -ǝ/
● پیشوند:
● از دریا، دریایی [halobiont]
● وابسته به نمک، نمکی، نمکدار، شورابی، شور [haloid]
/hal´ō, -ǝ/
● پیشوند:
● از دریا، دریایی [halobiont]
● وابسته به نمک، نمکی، نمکدار، شورابی، شور [haloid]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن