دیکشنری فارسی

halves

UKhɑːvz UShævz

معنی کامل و مثال‌ها

/havz, hävz/n.

● جمع واژه‌ی: half

* by halves

نیمه‌کاره، ناتمام، نیمه راهه، نصف، ناهماد، باکاستی

* go halves

نصفانصف (کاری را کردن یا هزینه‌ای را پرداختن)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن