halves
UKhɑːvz
UShævz
معنی کامل و مثالها
/havz, hävz/n.
● جمع واژهی: half
* by halves
نیمهکاره، ناتمام، نیمه راهه، نصف، ناهماد، باکاستی
* go halves
نصفانصف (کاری را کردن یا هزینهای را پرداختن)