ham
معنی فارسی
گوشت ران ،
ران خوک که نمک زده وخشک کرده باشند ،
پشت زانو ، ده ، قصبه
معنی کامل و مثالها
/ham/n., vi., vt.
● پشت زانو، زیرزانو (popliteal هم میگویند)
● (پشت ران پا از بالای کپل تا بالای پشت زانو) پشت ران و کپل
● (گوشت خوک) گوشت ران، ژامبون
● (عامیانه) کار انداز (اپراتور)، فرستندهی موج کوتاه (خصوصی و دارای گواهینامه)
● (امریکا - عامیانه) بازیگر ناشی، هنرمند بد (که در اجرای نقش غلو میکند)
a ham actor
بازیگر روحوضی
she is a terrible ham
او بازیگر بسیار بدی است.
● (تئاتر - خودمانی) در اجرای نقش خود غلو کردن، بیش از حد لفت و لعاب دادن، روحوضیوار اجرا کردن (معمولا به صورت: it up ham)
the actors were hamming it up to make the audience laugh
بازیگران برای خنداندن حضار در اجرای نقش خود غلو میکردند.
* a radio ham (or a ham radio operator)
کار انداز غیرحرفهای فرستندهی موج کوتاه
* ham sandwich
ساندویچ ژامبون
تعریف انگلیسی
- meat cut from the thigh of a hog (usually smoked)
- a licensed amateur radio operator
- an unskilled actor who overacts “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”