hambone
معنی فارسی
استخوان ران خوک، استخوان ژامبون
هنرپيشه ي بد ، هنرمند روحوضي
در اجراي نقش خود غلو کردن
معنی کامل و مثالها
/ham´bōn´/n., vi., vt.
● استخوان ران خوک، استخوان ژامبون
● (امریکا- خودمانی) هنرپیشهی بد (نوازنده یا رقاص یا بازیگری که در اجرای نقش خود غلو میکند)، هنرمند روحوضی
● (خودمانی) در اجرای نقش خود غلو کردن