دیکشنری فارسی

hambone

معنی فارسی

استخوان ران خوک، استخوان ژامبون

هنرپيشه ي بد ، هنرمند روحوضي

در اجراي نقش خود غلو کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ham´bōn´/n., vi., vt.

● استخوان ران خوک، استخوان ژامبون

● (امریکا- خودمانی) هنرپیشه‌ی بد (نوازنده یا رقاص یا بازیگری که در اجرای نقش خود غلو می‌کند)، هنرمند روحوضی

● (خودمانی) در اجرای نقش خود غلو کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن