دیکشنری فارسی

hammy

معنی فارسی

پرگوشت فربه بي مزه .

معنی کامل و مثال‌ها

/ham´ē/adj.

● (خومانی - در مورد بازیگر) بد، روحوضی، غلو کن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. affectedly dramatic; overacted

واژه‌های دیگر با معنی «پرگوشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن