دیکشنری فارسی

hamstring

UKhæmstriŋ US'hæms'trıŋ

معنی فارسی

پي زيرزانو ، وترپشت زانو ،

پي زانو (ي کسي) رابريدن ، لنگ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ham´striŋ´/n., vt.

● (کالبدشناسی) زردپی پشت زانو (در انسان و چارپایان)، زانویی

● بریدن زردپی پشت زانو (به منظور بازداری از حرکت)، پی بریدن

● (مجازی) از کارایی (چیزی یا کسی) کاستن، بازداری کردن، لنگ کردن

too many government regulations tended to hamstring business activity

مقررات زیاد دولت جلو فعالیت بازرگانی را می‌گرفت.

تعریف انگلیسی

verb
  1. one of the tendons at the back of the knee
  2. make ineffective or powerless “The teachers were hamstrung by the overly rigid schedules” “Somebody ----s something” “Something ----s something” “The performance is likely to hamstring Sue”
  3. cripple by cutting the hamstring “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

verb active
Hough.

واژه‌های دیگر با معنی «پي زيرزانو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن