دیکشنری فارسی

hand-feed

معنی کامل و مثال‌ها

/hand´fēd´/vt.

● با دست خوراک دادن به، دستخور کردن

they hand-fed the paralysed man

با دست به مرد فلج خوراک می‌دادند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن