دیکشنری فارسی

hand-to-mouth

معنی کامل و مثال‌ها

/-mouth´/adj.

● بخور و نمیر، به قدر سد جوع

his hand-to-mouth income would preclude marriage

درآمد بخور و نمیر به او اجازه‌ی زن گرفتن نمی‌داد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. providing only bare essentials “a hand-to-mouth existence”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن