دیکشنری فارسی

handball

UKhændbɔːl US'hænd'bɔl

معنی فارسی

هندبال.

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôl´/n.

● هندبال (ورزشی که در آن دو یا چهار نفر به نوبت گوی را با راکت به دیوار می‌زنند)

● گوی هندبال

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small rubber ball used in playing the game of handball
  2. a game played in a walled court or against a single wall by two or four players who strike a rubber ball with their hands

واژه‌های دیگر با معنی «هندبال.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن