دیکشنری فارسی

handbook

UKhændbuk US'hænd'bu:k

معنی فارسی

کتاب کوچک براي دست گرفتن ، کتاب دستي ،

کتاب راهنما

معنی کامل و مثال‌ها

/hand´book´/n.

● (کتاب مراجعه که اصول چیزی را معمولا به ترتیب الفبا شرح می‌دهد) دست‌نامه، کتاب دم دستی، کتاب مبانی، پایه نامه، دستینه (guidebook هم می‌گویند)

● کتاب راهنما، راهنمانامه

a handbook of Persian carpets

راهنمای فرش‌های ایران

● کتابی که حساب شرطبندی‌های اسب‌دوانی را در آن می‌نویسند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a concise reference book providing specific information about a subject or location

مترادف‌ها

noun
Manual.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن