دیکشنری فارسی

handkerchief

UKhæŋkətʃif US'hæŋkətʃıf

معنی فارسی

دستمال

معنی کامل و مثال‌ها

/haŋ´kǝr chif´/n., pl.

● دستمال (دستمال جیب - به دستمال سفره می‌گویند: napkin)

● رجوع شود به: kerchief

تعریف انگلیسی

noun
  1. a square piece of cloth used for wiping the eyes or nose or as a costume accessory

واژه‌های دیگر با معنی «دستمال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن