دیکشنری فارسی

handler

UKhændlər US'hændlə

معنی فارسی

دسته گذار رسيدگي کننده مربي نگاهدارنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/hand´lǝr/n.

● (مشت بازی) مربی

● (پرورش اسب مسابقه و سگ و غیره) تربیت کننده، پرورش‌گر

تعریف انگلیسی

noun
  1. an agent who handles something or someone “the senator's campaign handlers”
  2. (sports) someone in charge of training an athlete or a team
  3. one who trains or exhibits animals

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن