hands on
معنی فارسی
فرآيند فيزيکي بکار بردن يک سيستم
کامپيوتري
تعيين يک فعاليت يا آموزش که با عملکرد
واقعي قطعه اي از سخت افزار درگير است
فرآيند فيزيکي بکار بردن يک سيستم
کامپيوتري
تعيين يک فعاليت يا آموزش که با عملکرد
واقعي قطعه اي از سخت افزار درگير است
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن