دیکشنری فارسی

hands-off

معنی کامل و مثال‌ها

/handz´ôf´/adj.

● (وابسته به روش عدم مداخله یا میانجی‌گری) بدون درگیری، نادرآمیزی

they follow a hands-off policy in the affairs of other countries

آنان از سیاست عدم مداخله (نادرآمیزی) در امور کشورهای دیگر پیروی می‌کنند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not involving participation or intervention “a hands-off foreign policy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن