دیکشنری فارسی

hangman

UKhæŋmən US'hæŋmən

معنی فارسی

دارزن طناب انداز جلاد

معنی کامل و مثال‌ها

/haŋ´mǝn/n., pl.

به‌دار زننده، ماءمور به‌دار زدن، ماءمور اعدام

واژه‌های دیگر با معنی «دارزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن