دیکشنری فارسی

hap (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/häp, hap/vt.

● (انگلیس - محلی)

● پوشاندن (با لحاف و غیره)

● پوشش، بالا پوش

● (اتفاقا) روی دادن، رخ‌دادن، اتفاق افتادن

odd little haps and mishaps of daily life

رویدادها و بدبیاری‌های زندگی روزانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن