happy-go-lucky
معنی فارسی
دل بدريا زدن
معنی کامل و مثالها
/hap´ē gō luk´ē/adj.
● خوشرو و سادهدل، خرسند و کمخواه، خوشحال و قانع، خوشبین و خرمدل، بختآزما، شاد و سرنوشتگرا، یخلا
my father was a happy-go-lucky man whom nothing could discourage for long
پدرم مرد خوشبین و دلشادی بود و هیچ چیز او را برای مدت طولانی دلسرد نمیکرد.
تعریف انگلیسی
adjective
- cheerfully irresponsible “carefree with his money” “freewheeling urban youths” “had a harum-scarum youth”